|
| ||
|
روابط عمومی حسینیه | -
روابط عمومی حسینیه | -
اشك ما را چرا درآوردي؟
ديشب اين طبع، بي قرار شما
خواست عرض ارادتي بكند
دست كم از دل شكسته
واژه هايم عيادتي بكند
¤ ¤ ¤ ¤ ¤ ¤ ¤ ¤ ¤ ¤ ¤ ¤
چشم بد دور، عمرتان بسيار كس نبيند ملالتان آقا!
ما نمرديم خون دل بخوري تخت باشد خيالتان آقا!
¤ ¤ ¤
چيست روباه در برابر شير؟! چه نيازي به امر يا گفته؟!
تو فقط ابرويي به هم آور مي شود خواب دشمن آشفته
¤ ¤ ¤
هست خاموشي ات پر از فرياد در تو آرامشي است طوفاني
«الذي انزل السكينه» تو را كرده سرشار از فراواني
¤ ¤ ¤
واژه ها از لبت تراويدند پرصلابت، پرعاطفه، پرشور
آفريدند در دل مردم عزت، آمادگي، حماسه، حضور
¤ ¤ ¤
اين حماسه همه ز يمن تو بود گرچه از آن مردمش خواندي
رهبرا! تا ابد ولي محبوب در دل عاشقان خود ماندي
¤ ¤ ¤
سهم دلدادگان تو سلوي قسمت دشمنان تو سجيل
رهبري نيست در جهان جز تو كه ز امت چنين كند تجليل
¤ ¤ ¤
نسل سوم چو نسل اول هست با شعف با شعور با باور
جاري است انقلاب چون كوثر هان! «فصل لربك وانحر»
¤ ¤ ¤
گرچه در باغ سينه ات داري لطف ها، مهرها، محبت ها
گفتي اما نمي روي چو حسين تا ابد زير بار بدعت ها!
¤ ¤ ¤
ناگهان در نماز جمعه شهر عطر محراب جمكران گل كرد
بغض تو تا شكست بر لب ها ذكر يا صاحب الزمان(عج) گل كرد
¤ ¤ ¤
جان ايران! چه شد كه جانت را جان ناقابلي گمان كردي؟!
آبروي همه مسلمانان اشك ما را چرا درآوردي؟!
¤ ¤ ¤
جسم تو كامل است، ناقص نيست مي دهد عطر يك بغل گل ياس
دستت اما حكايتي دارد... ر ح م اللّه عم ّي العباس!
سراينده عزيز اين ابيات : حجت الاسلام جواد محمدزماني
روابط عمومی حسینیه | -

